غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )
401
تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )
گشاده او را باطلاق ايشان مأمور گردانيد و على بيك از غايت خست هداياء محمد بيك را تصرف نموده اسبى لاغر و شترى عنكبوت پيكر بامير حسين و امير تيمور داد و ايشان را مطلق العنان ساخت و در آن ايام مباركشاه سنجرى باميران رسيده بنابر دوستى قديم كه نسبت بامير تيمور گوركان داشت اسبان نيكو پيشكش كرد و صاحبقران دريادل آن مرا كبرا بامير حسين بخشيده امير حسين به طرف گرمسير هيرمن روانشد و امير تيمور روى بجانب ايل و الوس خود آورد و بعد از اندك زمانى كه در آنديار در لباس اختفاء روزگار گذرانيد بخراسان رفته با ملك معز الدين حسين كرت ملاقات فرمود و ملك مقدم آنحضرت را مغتنم دانسته اسب خاص و مبلغ ده هزار دينار كپكى و مقدار دويست خروار غله از مال سرخس پيشكش كرد و رخصت معاودت ارزانى داشت و امير حسين ازين معنى وقوف يافته او را نيز هوس اختلاط ملك در خاطر افتاد و بهراة رفته روزى چند آنجا بسر برده در آن اثنا توغلقتمور خان ايلچى نزد ملك معز الدين حسين فرستاده امير حسين را از وى طلب نمود و ملك امير حسين را بصوب قلعهء گزيو روانه كرده يكى از نوكران خود را برهان شاه نام مصحوب ايلچى تو غلقتمور خان بپايه سرير اعلى ارسال داشت و چون برهانشاه به مقصد رسيد و خان حال مآل امير حسين از وى پرسيد بعرض رسانيد كه امير حسين در قلعه گزيو كه محبسش بود از عالم انتقال نمود و توغلقتمور اين عذر را بسمع قبول جاى داده برهان شاه را اجازت مراجعت ارزانى فرمود اما امير تيمور گوركان بعد از مفارقت از ملك حسين بماورآء النهر شتافته از بيم اعدا چندگاه پوشيده و پنهان بسمر ميبرد و در آن اوقات چهل و هشت روز در سمرقند در خانه خواهر بزرگتر خويش قتلق تركان آغا و چهل و هشت روز ديگر در قريهء آچغى ميبود و از آن قريه شب در ميان بكنار آب آمويه رفته در آن منزل تيمور خواجه اغلان و بهرام جلاير بوى پيوستند و باتفاق روى بقندهار آوردند زيرا كه امير حسين از قلعه گزيو گريخته بدانجانب رفته بود و امير تيمور گوركان و رفيقان بعد از طى منازل و قطع مراحل در هيرمن به منزل تومن نكودرى بامير حسين رسيده باتفاق يكديگر روى بسيستان نهادند و باآنكه والى سستان بمعاضدت اميران بر دشمنى قوى كه در آن او آن او را پيدا شده بود ظفر يافت سرشت بد او را بر سلوك طريق غدر باعث آمده جمعى كثير از سكزيان را مقرر ساخت كه چون امير حسين و امير تيمور از سيستان بيرون روند سر راه برايشان گيرند آنگاه آن دو امير شجاعت پناه را اجازت معاودت داد و سيستانيان در اثناء راه بديشان باز خورده و آغاز قتال كرده جنگى سخت روى نمود و امير تيمور گوركان را تيرى بر دست و زخمى بر پاى مبارك رسيد و ملازمان موكب عالى دشمنان را بازپس نشاند امير حسين و حضرت صاحبقران بگرمسير شتافتند و امير تيمور جهة معالجه جراحات در خانه تومن نكودرى توقف كرد و امير حسين با نود كس روى بصوب بقلان آورد و در راه از آجونى برادر بيكجيك شكست يافته دوازده كس بموضع شير تو رفت و چون جراحات امير تيمو گوركان التيام پذيرفت با تيمور خواجه اغلان و بيست و چهار نفر از ملازمان عنان عزيمت بجانب